چشم هايت را ببند همه چيز درست مي شود؟!

[ad_1]

فتن- روح الله عباسیان جزی

در خيابان مشغول قدم زدن بودم ناگهان چشمم به زني خورد که با وضع بسيار فجيع آرايش کرده بود و سرتا پايش نمايان بود و… مثل هميشه سرم را پايين انداختم ولي گفتم: اين درست نيست که يک خانم با اين وضع در جامعه بگردد ، هزاران نگاه هاي مسموم به دنبال او هستند، همچنين جوانان عزب بسيار زيادي وجود دارند و ممکن است به گناه بيفتند و ….

با خود گفتم خوب است تذکري بدهم ، شايد در رفتار خود تجديد نظر بکند و …. ، يا اينکه لا اقل دل خودم آرام شود به اينکه من وظيفه ام را انجام دادمو تذکر دادم … و در پيش خدا و وجدان خودم شرمنده نباشم….

رو به خانم کردم و گفتم: خانم وضعيت پوششتان مناسب نيست به خاطر خدا حجاب که فرمان خداست را رعايت کن. او که با دوستش که اوضاعش مثل خودش بود، با صداي بلند گفت : به شما مربوط نيست! ، آن يکي گفت: تو چشم هايت را ببند، اگر چشمهايت را ببندي همه چيز درست مي شود!!! و…..

من با رفتار زشت و طلبکارانه ي آنها صحنه را ترک کردم ، چرا که آنجا جاي بحث نبود ولي اين فکر ذهنم را چند روزي مشغول کرده بود که ، اگر من چشم هايم را ببندم، همه چيز حل مي شود ؟ آيا ما نسبت به شکستن حدود الهي – مانند حجاب – بي تفاوت باشيم همه چيز حل مي شود؟ در اين صورت جامعه به چه سمتي پيش مي رود ؟ آيا اصلا تا حالا شده خانمي که آرايش کرده و بدحجاب است به کسي که نگاه آلوده به او دارد ، به اوزل مي زند ، لبخند مي زند و … گفته باشد، آقا چشم هايت را ببند؟! ….

اين صحنه حرف من و پاسخ او ده ها بار از صفحه ي ذهنم گذشت و هنوز هم خودم را در آن شرايط مجسم مي کنم و در دلم به آن زن مي گويم: بالفرض که من چشم هايم را بستم، آيا خداوند هم چشم هايش را مي بندد… ؟! آيا خداوند از اعمال و رفتارتان بي خبر مي ماند ؟ ….. اگر من و امثال من از انتقاد و ارشاد دست برداشتيم ، چشم هايمان را آسوده بستيم و دهانمان را هم بستيم آيا براي شما راحتي و امنيت فراهم مي شود ؟ آيا فکر مي کنيد ما که حکم خدا را برايتان بيان مي کنيم ، و خواستار رعايت آن هستيم ، دشمن شما هستيم ؟ يا اينکه اصلا خدا دشمن شماست و نمي گذارد راحت باشيد؟…………

خواهرم بدان خداوند براي حفظ کرامت زن ، امنيت او و همچنين رسيدن به تعالي و کمال حجاب را واجب کرده است. خواهرم خداخير خواه شماست …. پس از دستور او رويگرداني نکنيد ، چرا که خودتان ضرر مي کنيد و خودتان امنيت خودتان را به خطر مي اندازيد. اين چيز بديهي است که تمايل به جنس مخالف براي همه وجود دارد، و اين حجاب کنترل کننده ي آن است و باعث حفظ حريم ها مي شود. البته کنترل نگاه چه براي آقايان و چه خانم ها امر واجبي است و حفظ نگاه و خويشتنداري زماني راحت است که پوشش مناسب باشد و تحريک آميز نباشد ، چرا که در غير اين صورت اکثريت تحريک مي شوند ، به جز آنهايي که ترس از خداوند وجودشان را فراگرفته باشد و اراده ي بسيار قوي داشته باشند.

و بدان همين حضور مومنين و افرادي که نسبت به معاصي و شکسته شدن حدود الهي هستند که باعث امنيت شما شده اند…  وگرنه در جوامع غربي و جوامعي که هيچ ترسي از خدا و بندگان خدا وجود ندارد و کسي هم متذکر نمي شود ، برو ببين که تجاوز به زنان ، آن هم در ملا عام امري عادي است و….

پس با بستن چشم چيزي درست نمي شود ، بياييم چشم هايمان را روي حقايق بگشاييم.

انتها/

.

.

[ad_2]

لینک منبع

اصفهان: موسسه اعتباری «ثامن» هیچ مشکل مالی ندارد/ شایعات فضای مجازی پیگیری قضایی می شود

[ad_1]

به گزارش فتن به نقل از ندای اصفهان، درحالی برخی کانال های تلگرامی و شبکه معاند ماهواره ای من و تو خبر از ورشکستگی و مشکلات مالی موسسه اعتباری «ثامن» داده اند که همه این مطالب شایعه و این موسسه در مسیر مطلوب خود در حرکت است.

متاسفانه در حال حاضر عده ای از شهروندان اصفهانی دچار هیجان شده و برای دریافت سپرده هایشان به این موسسه هجوم آورده اند، درحالی که نیازی به این واکنش های هیجانی نیست و این چندمین بار پیاپی است که بانکداری اسلامی با شایعات بی اساس ضربه خورده است.

هم اکنون این موسسه در حال تزریق نقدینگی به شعب خود برای پاسخ به تقاضای سپرده‌گذاران است.

معاون موسسه ثامن در گفتگو با خبرنگار ندای اصفهان خبر از پیگیری پلیس فتا و شکایت قضایی از کانال های تلگرام عامل این شایعه می دهد.

در عین حال مهدی عباسی مسئول روابط عمومی این موسسه اصل خبر را مربوط به ادغام احتمالی موسسه اعتباری ثامن و بانک مهر اقتصاد در موسسه اعتباری کوثر و تشکیل بانک کوثر می داند که بر فرض صحت این اتفاق هیچ خطری متوجه سپرده‌گذاران این موسسه نمی‌شود و صرفا نام موسسه اعتباری یا بانک پذیرنده سپرده آنها تغییر می‌کند.

مشابه همین اتفاق برای بانک تات رخ داد و دو موسسه صالحین و آتی در بانک تات ادغام و بانک آینده را تشکیل دادند اما سپرده‌ای در فرایند ادغام از بین نرفت.

***

گفتنی است موسسه ثامن با نام قبلی ثامن‌الائمه مطابق تاریخچه سایت، اولین شعبه خود را در تیرماه ۱۳۷۶ در مشهد مقدس افتتاح کرد و در ۱۸ دیماه ۱۳۷۶ با هدف ترویج بانکداری اسلامی و فرهنگ قرض الحسنه افتتاح رسمی شد. «ثامن‌الائمه» با تصمیم بانک مرکزی مبنی بر عدم استفاده موسسات مالی از نام‌های مذهبی به موسسه ثامن تغییر نام داد.

پیش از این نیز این موسسه به دلیل تشابه اسمی با موسسه «ثامن الحجج» دچار مشکلاتی شده بود و عده ای به اشتباه ورشکستگی مالی ثامن الحجج را به این موسسه نسبت می دادند که مشکل با توضیح مدیران عامل این بانک در حضور مردم برطرف شد.

انتهای پیام/

.

.

[ad_2]

لینک منبع

نقد کتاب «طرح بزرگ» اثر پرفروش استفن هاوکینگ

[ad_1]

فتن- آرمان هادی

چه کسی می تواند کتابش در روز اول انتشار، پرفروش ترین کتاب سایت آمازون در انگلستان بشود؟

چه کسی می تواند نویسنده کتابی باشد که پرخواننده ترین کتاب کیهان شناسی است؟

جواب:  استفن هاوکینگ؛ فیزیکدان نظری، کیهان شناس، نویسنده بریتانیایی و مدیر مرکز کیهان شناسی نظری در دانشگاه کمبریج، که کارهای علمی اش سابقه ای بیش از چهل سال دارد. کتاب‌ها و همایش‌هایش، او را به یک چهره محبوب تبدیل کرده‌است. در حال حاضر، او عضو جامعه سلطنتی هنر و عضو ثابت جامعه اسقفان دانشمند است. او در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت مدال آزادی ریاست جمهوری آمریکا شد… .

بند بالا توصیف سایت ویکی پدیا از آقای استفن هاوکینگ بود.

هاوکینگ کتاب «طرح بزرگ» (The Grand Design) را در ۷ سپتامبر ۲۰۱۰ با همکاری «لئونارد ملودینوف» در آمریکا به چاپ رسانید و همان روزهای اول انتشار به شدت در سایت آمازون مورد استقبال قرار گرفت. در ایران نیز این کتاب در پنج ترجمه مختلف منتشر شده است! این کتاب حرف چندان متفاوتی از کتاب قبلی وی «کیهان در پوست گردو» ندارد؛ اما واقعاً در این کتاب چه می گذرد و چرا کتاب های هاوکینگ این گونه پرطرفدار است؟

جلد، عامل مهم

در تصویر مقابل اول اسم کتاب را می بینید یا نویسنده آن؟!

به واقع باید به انتشارات Bantam books آفرین گفت به خاطر این طراحی جلد؛ در حقیقت این «استفن هاوکینگ» است که خریدار را به خرید کتاب ترغیب می کند. شاید با خودش این گونه بگوید:

«ای جونم! کتاب استفن هاوکینگ اسمش هم… طرح بزرگ؛ چه زیبا!»

از طرفی ملودینوف بیچاره زیر اسم هاوکینگ له شده است. کمتر کسی ملودینوف را نویسنده کتاب می داند. اما شاید اصلاً هاوکینگ کاری نکرده باشد و ملودینوف بار تألیف کتاب را به دوش کشیده باشد!

کاریزما charisma، عامل شهرت

می توان گفت در هر عرصه ای اشخاصی هستند که از کاریزمای بالایی برخوردارند؛ در صورتی که شاید کسی دیگر از وی بهتر باشد. یک نمونه بارز آن در فیزیک همین استفن هاوکینگ است! شاید برایتان جالب باشد، آن قدر که هاوکینگ بین مردم محبوب و شناخته شده است، در بین دانشمندان فیزیک، فیزیکدان آن چنان خارق العاده ای نیست! امروزه افراد متعددی در فیزیک از لحاظ علمی بالاتر از این مرد ۷۵ ساله اند!

فلسفه و فیزیک

هاوکینگ در همان ابتدای کتاب ادعا دارد که فلسفه مرده است و نتوانسته هم پای علم پیشرفت کند (در واقع هاوکینگ این جمله را برای فصل های بعدی در تحلیل فیزیکی آفرینش و انکار وجود خدا نیاز دارد!). البته اینکه فلسفه نتوانسته هم پای علم پیشرفت کند، تا حدودی درست است؛ اما از همین جا آقای هاوکینگ پایش را از گلیمش درازتر کرده است. چرا؟ پر واضح است که جنس علم فلسفه با علم فیزیک متفاوت است.

علمی که هاوکینگ از آن صحبت می کند، از جنس تجربه است؛ علمی است تجربی. پس همین اول معلوم شد علم تجربی نمی تواند در مواردی که تجربه در آن حضوری کم رنگ دارد، با قاطعیت حرف بزند. اما، فلسفه علمی است انتزاعی و کمتر به تجربه نیاز دارد. همه چیز آن درون مغز فیلسوف در جریان است. پس نه علم تجربی که به آن science می گوییم می تواند تمام حقیقت را بگوید و نه فلسفه.

حکایت، شروعی جالب

در ابتدای اکثر فصولِ کتاب حکایت و داستانی آورده شده است که هاوکینگ قصد دارد باورهای عوامانه و غیر علمی (به قول خودش) را مسخره کند. مثلاً در فصل دوم داستانی از افسانه های اسکاندیناوی آورده است که عامل خورشید گرفتگی را خدایان یا یک سری گرگ می دانند. در ادامه فصل، برای خواننده توضیح می دهد که ما امروز توانسته ایم با علم این پدیده ها را توضیح دهیم و دیگر نیازی به این خرافه ها نداریم و هکذا. همین ها باعث می شود کتاب عامه پسند بشود و مانند دیگر کتاب های علمی خشک نباشد.

جبر و اختیار

در فصل دوم که فرمانروایی قانون نام دارد، هاوکینگ به جبر و اختیار هم سرکی می کشد! دوباره می آید حکایت تعریف می کند که دانشمندان گذشته مانند دکارت بر این باور بودند که انسان، دو جزء «روح» و «جسم» است که جسم مانند یک ماشین و روح دارای قدرت تصمیم است. سپس اسفتن می گوید:

«اگر ما اراده آزاد داریم، این اراده در کجای درخت تکامل توسعه یافته است؟ تجربیات اخیر در علم اعصاب به ما نشان می دهد که مغز فیزیکی ما، که کردار ما را تعیین می کند، از قوانین شناخته شده علمی پیروی می کند…» در ادامه می گوید: «بنابراین به نظر می رسد که ما چیزی بیش از ماشین های زیست شناختی نیستیم و اراده آزاد تنها یک خیال باطل است».

به نظر می رسد آقای هاوکینگ نگاهی به ادلّه قوی فلسفه بر اثبات اراده و اختیار نیانداخته است و بدون روابط منطقی علت و معلولی می خواهد با نگاه مادی گرایانه حکم مورد علاقه خود را اثبات کند.

معجزه آشکار!

«… تغییری به کوچکی ۰٫۵ درصد در شدت نیروی هسته ای قوی، یا ۴ درصد در نیروی الکتریکی، تقریباً همه کربن ها یا همه اکسیژن ها را در همه ستارگان نابود خواهد کرد. اگر قوانین جهانمان را کمی تغییر دهیم، شرایط برای حیات مان ناپدید می شود!» …«اگر پروتون ها ۰٫۲ درصد سنگین تر می بودند، به نوترون ها واپاشیده می شدند، و باعث ناپایداری اتم ها می شدند…»

بند بالا قسمتی از فصل ۷ کتاب به نام «معجزه آشکار» بود. هاوکینگ این همه زیبایی و نظم را در کیهان بیان می کند و می گوید اگر این گونه نبود الان چه اتفاقات ناگواری می افتاد(عدم حیات)؛ ولی نتیجه گیری این فیزیکدان بسیار نا امید کننده است:

«ما از این همه انطباق به چه چیزی می رسیم؟ خوش شانسی به شکل بسیار دقیق، و سرشت قانون فیزیکی بنیادی.»

در ادامه می گوید:

«خیلی از مردم دوست دارند که ما از این انطباق ها به عنوان شواهدی بر کار خدا استفاده کنیم. این اندیشه که جهان برای جا دادن به نژاد انسان طراحی شده، از هزاران سال پیش تا کنون در الهیات و اسطوره ها وجود داشته است.»

هاوکینگ وجود خودش را بر اساس احتمالات پی ریزی می کند ولی آخر آقای هاوکینگ، شانس ۱ از ۱ میلیارد عقلائی نیست!

پهلوان پنبه!

در اصل هاوکینگ از مغالطه «پهلوان پنبه» استفاده می کند! به این معنا که برای رد یک چیز، از ۱۰ دلیل آورده شده برای اثبات آن چیز، دست بر روی ضعیف ترین دلیل گذاشته و آن را نقض کنیم و بگویم آن چیز رد شد! هاوکینگ همین کار را برای رد وجود خدا کرده است. فقط یک سری دلایل خرافی وایکینگ ها و اسکاندیناوی ها و غیره را رد کرده و گفته خب پس خدا وجود ندارد.

تناقض

در فصل آخر کتاب به همین نام طرح بزرگ، هاوکینگ، «بازی زندگی» را معرفی می کند و ساز و کار آن را توضیح می دهد. (این بازی توسط جان کانوِی ریاضیدان جوان کمبریج طراحی شد.)

«مثال بازیِ زندگی کانوی نشان می دهد که حتی یک مجموعه ساده از قوانین، می تواند ویژگی های پیچیده ای مشابه به حیات هوشمند تولید کنند.»

هاوکینگ می گوید «یک نفر به نام کانوی یک سری قوانین تعریف کرده و بر اساس آن قوانین، یک بازی کامپیوتری ساخته که روند آن خود به خود جلو می رود؛ دنیای ما هم مانند این است که یک سری قوانین حکمفرما هستند. خب پس نیازی به وجود خالق نداریم.»

تناقض اینجا است که بالاخره آیا یک نفر قوانین بازی زندگی را طراحی کرده است ولی قوانین جهان را نه؟!

حرف آخر

اگر دقت کرده باشید اصلاً درباره ی آقای ملودینوف صحبتی نکردیم. از همین جا از او عذرخواهی می کنیم.

در این متن سعی بر این نبود که به آقای هاوکینگ توهین شود! فقط مانند خودش صحبت کردیم. به هر حال استفن هاوکینگ خدمات زیادی به علم کرده است و بنده هم در حدی نیستم که بر سر مسائل فیزیک با وی جرّ و بحث کنم. ولی در کل علم بشر همواره با خطا همراه بوده است.

انتهای پیام/ برخاسته از وبلاگ nonegar.blog.ir

.

.

[ad_2]

لینک منبع

مدال طلا آری، ازدواج نه!

[ad_1]

فتن- امید خرازی (مطلب دریافتی از کرمانشاه)

چندی پیش جوان و دلاور عزیز کرمانشاهی کیانوش رستمی در المپیک ریو موفق به کسب مدال طلا و نیز ارتقای رکورد المپیک شد. به طور مسلم دل تمام ایرانیان داخل و خارج و به خصوص هم استانی ها و همشهری های خودش را شاد نمود و مهم تر از همه ایران و اسلام اصیل نیز به خاطر ارزش ها و رفتارهایی که حاکی از جریان داشتن ملیت و اسلامیت در رگ های این قهرمان بود خرسند گشت.

اما در همان روزها خبری به نقل از ایسنا، پارسینه و آریا منتشر شد که پدر بزرگوار کیانوش فرموده اند شرط ازدواج کیانوش و خواستگاری رفتن برای او کسب دوباره مدال طلا در المپیک 2020 توکیو ژاپن است. صرف نظر از اینکه چنین خبری صحت دارد یا نه، نویسنده قصد دارد تا به همین بهانه معضلاتی اساسی را مطرح نماید. بسیاری از پدر و مادرهای ما که امروز فرزندانشان در سنین ازدواج قرار دارند – از جمله همین جوان قهرمان – چون خودشان در سنین پایین ازدواج کرده اند متوجه فشار های مختلفی که هر روز به یک جوان عزب وارد می شود، نیستند و حال و روز آن ها را نمی فهمند.

اکثر جوان ها نیز به دلایلی مانند شرم و حیای بی جا، ترس از بی اعتبار شدن شخصیت و قوانین نانوشته و اشتباه جامعه حاضر نیستند لب به سخن بگشایند. در چنین شرایطی است که افرادی از دل جامعه باید از اعتبار و آبرو و این مسائل پیش افتاده صرف نظر کنند و برای رضای خدا سخن بگویند و به جامعه نهیب بزنند. پدر و مادر عزیز! اگر شما خودتان را به آن راه زده اید یا فشارهای این چنینی را در جوانی خود تجربه نکرده اید – به خاطر ازدواج زودهنگام، زیستن در جامعهء سنتی و دین مآب تر – بنده به شما می گویم جوانی که در خانهء شماست، نیازهای به حق جنسی دارد.

هر روز و هر ماه هورمون ها و غدد جنسی او با تمام توان مشغول فعالیت و ترشح هستند ذهن او را مسائل مختلف جنسی درگیر و آلودهء خود کرده است، روح و جسم اورا ناآرام کرده. بارها در ذهن خود با افراد آشنا و غریبه رابطهء جنسی برقرار کرده و با همین توهمات جنسی در خلوت و نهان مرتکب خودارضایی شده. باور این قضیه برای شما سخت است!؟ دخترها و پسرهای زیادی که به نهایت فساد افتاده اند و شما در خیابان های معلوم الحال همین شهر نمونه های آن را می بینید، پس از کجا آمده اند!؟ از مریخ تشریف می آورند!؟ افرادی بدون خانواده هستند!؟ اگر تحقیق کنید خواهید دید که خیلی از این ها پدر و مادر دارند پدر و مادرهای بد و فاسدی هم نبودند – البته حلال بودن درآمد خانواده نیز نقش مهمی دارد – اما اما مانند شما خودشان را به آن راه زده بودند. نه شما یعقوب پیغمبرید و نه فرزند شما مانند یوزارسیف تربیت شده است، جوانان ما هر روز در این جامعه رفت و آمد و ارتباط دارند، آیا باور کنیم که تحریک نمی شوند، آیا باور کنیم با دیدن انواع برنامه های تحریک آمیز شبکه های ماهواره ای سریال های اینترنتی که دانلود می کنند، تحریک نمی شوند و به اصطلاح دلشان نمی خواهد!؟

این جوان هایی که دوست دختر و دوست پسر دارند و عصر و شب در خیابان ها و میدان های خاص کرمانشاه و دیگر شهرها دور دور می زنند و مشغول مخ زدن و مخ خوردن هستند از آمریکا یا کانادا به کرمانشاه آمده اند یا جوان های همین خانواده های استان کرمانشاه هستند!؟ با پاک کردن صورت مسئله و خود را به غفلت زدن چیزی درست نمی شود. باید با حقایق تلخ و واقعیات جامعه رو به رو شد تا به فکر علاج بیفتیم.

از مسائل جنسی هم که بگذریم به نظر می رسد مسئولین و بعضی از پدر و مادر ها، جوانان ما را با شاخهء خشک درخت اشتباه گرفته اند!؟ یا شاید فکر می کنید که این دختر و پسر ربات هستند!؟ یا مانند ماشین اصلاح، فقط نیاز به برق و روغن کاری دارند!؟ جوان در اوج محبت و احساس و عاطفهء دوران زندگی خود قرار دارد. نیاز به محبت کردن دارد. نیاز به محبت دیدن دارد. نیاز دارد دوست بدارد و دوست داشته بشود. با تمام وجود نیاز به همدل و هم زبان و همدم و هم بال و هم بالین از جنس مخالف خود دارد. با مدال طلای المپیک نمی توان آرامش و سکونت یافت. به مدال طلا نمی توان محبت کرد یا آن را بغل کرد و نوازش نمود! نمی توان آن را بوسید و از آن احترام دریافت کرد. نمی توان با آن درد و دل کرد و یا هم دردی کرد!

این دیگر کلام پیغمبر است، پدر و مادری که فکر می کنید جوان هایتان روی دست یوسف و باقی پیامبران بلند شده اند، آگاه باشید! که پیغمبر فرموده اند احساس محبت جوانانی که دین و ایمان بیشتری دارند به همسر بیشتر از آن هایی است که مشغول فسق و فجورند. به جای این که جوان ما چه دختر یا پسر مشغول وظایف حیاتی و کشیدن بار دوران ها و مظلومان باشند، مشغول کنترل نیازهای اولیه و به حق خود شده اند و جوانان دیگری هم که تقوا پیشه نمی کنند جان و روح و آینده، عاقبت و آخرت خویش را به نابودی می کشانند.

در آخرین مرحله باید همهء ما از خودمان سوال کنیم به دور از حرف های نمایشی و مصاحبه ای-تلویزیونی چه چیزی در نظر ما ارزش دارد یا ارزش پیدا کرده است!؟ مثلا یک قهرمان المپیک عزب را ارزشمندتر می دانیم یا قهرمانی که در المپیک مدال برنز گرفته اما همسر و فرزند دارد!؟ یادمان باشد بهداد سلیمی بعد از المپیک و با دلداری و نیروی همسر و فرزندش بود که خود را نباخت و با قوت اعلام کرد که در سال بعد حق خود را خواهد گرفت، فرض کنیم چهار سال بعد همین حق کشی را در حق کیانوش انجام دهند چگونه می خواهد بدون هیچ غم خوار و همسری که به او دل گرم باشد دوباره سر راست کند!؟

پدر و مادر عزیز خداوند جایگاه شما را مشخص کرده است نه همسر انسان پدر و مادر می شود و نه همسر جای پدر و مادر را می گیرد. طنز تلخ جامعهء ما است که اگر الان کیانوش معتاد شود همه به صرافت می افتند که برایش خواستگاری بروند اما اگر قهرمان المپیک بشوی باید چند سال معطل بشوی که ازدواج کنی!!! وا اسفا که از جامعهء غربی هم عقب افتاده ایم آن جایی که بعضی از ورزشکاران دست چندمش در زمین مسابقه از شخص مورد نظرشان خواستگاری می کنند اما ما در این کشور از قهرمانانمان انتظار داریم به قیمت عزب ماندن و دوپینگ و غیره کمبودهای اجتماعی و شخصیتی و هویتی خودمان را جبران کنند غافل از اینکه گیریم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل!؟

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید…

انتهای پیام/

.

.

[ad_2]

لینک منبع